كلمه استرس را نویسندگان مختلف به شیوههای مختلف استفاده می كنند. بعضی از این نویسندگان از استرس برای مراجعه به خواستهها و فشارهایی استفاده میكنند كه شخص با آن رو به روست و گرفتگی و تنش را واكنش شخصی در برابر آن موقعیت میدانند.
برخی دیگر استرس را سطحی از حالات منفی كه شخص با آن رو به روست میدانند و دسته سوم معتقدند اگر تقاضا از شخص بیش از توان او باشد، شخص دچار استرس می شود. استرس آموزگار را میتوان تجربه آموزگار از احساسات منفی ناخوشایند از قبیل خشم، ناراحتی، اضطراب و افسردگی ناشی از برخی از جنبههای كاری وی تعریف كرد.
تدریس حرفهای، پر استرس است و استرس زیاد در تدریس می تواند روحیه آموزگار را تضعیف كند و از شور و اشتیاق وی به تدریس بكاهد. در نتیجه باعث می شود كار تدریس نامطلوب شود و آموزگار زمان و نیروی كمتری را صرف تدریس كند. همچنین می توان گفت استرس روی كیفیت ارتباط آموزگار با دانشآموزان تاثیر منفی می گذارد و باعث عدم ارتباط موثر آموزگار با دانشآموزان و در نتیجه خراب شدن روحیه معلم در برابر دانشآموزان می شود. با توجه به بررسی های به عمل آمده 3 تیپ شخصیتی آموزگاران بیش از بقیه در برابر استرس، آسیب پذیر هستند.
1- تیپ شخصیتی «الف»
اصولا آموزگارانی با تیپ شخصیتی الف برای انجام كارها، ناشكیبا و پرخاشگرند و معمولا سعی می كنند خودشان را با انواع كارها مشغول كنند.
علت مستعد بودن شخصیت تیپ الف برای رو به رو شدن با استرس این است كه پیوسته در تلاشند خود را تحت فشارهای شدید قرار دهند. این اشخاص با افراد تیپ شخصیتی ب تفاوت دارند. تیپ شخصیتی ب در مجموع در برخورد با زندگی نگرش ملایمتری دارد.
2- شخصیتهایی كه معتقدند كنترل در دست عوامل بیرونی است
آموزگارانی كه معتقدند از آن ها كاری ساخته نیست و همه چیز را عوامل بیرونی كنترل می كنند، معتقدند نمی توانند روی اتفاقات و امور مهم زندگیشان تاثیر بگذارند و تنها عوامل بیرونی است كه همه چیز را كنترل می كند. اشخاصی با این ذهنیت وقتی با مشكلی جدی رو به رو می شوند، احساس یاس و درماندگی كرده و در نتیجه دچار استرس می شوند.
3- شخصیت روان رنجور
اغلب اشخاصی كه دارای شخصیت روان رنجور هستند، انتظار بدترین حوادث را دارند و به بسیاری از حوادث احتمالی و فرضی فكر می كنند. در نتیجه بخش قابل ملاحظهای از استرس آن ها ناشی از فكر كردن به حوادثی است كه ممكن است هیچگاه اتفاق نیفتد و بنابراین آموزگارانی با شخصیت روان رنجور آمادگی زیادی برای استرس دارند.
سوای ویژگی های شخصیتی كه با آسیبپذیری در برابر استرس ارتباط دارند، جنبههای دیگری نیز در كارند كه می توانند به استرس در محیط كار اضافه شوند. یكی از مهمترین آن ها این است كه آیا شخص (آموزگار) در سایر زمینههای زندگی خود نیز استرس را تجربه میكند یا خیر؟
برای مثال دورهای كه به طلاق منجر میشود یا وقتی كه با مسائل جدی مالی رو به رو می شود، این گونه استرسها سبب می شود حساسیت در قبال مسائلی كه در مدرسه شكل میگیرند به مراتب بیشتر شود و امكان این كه استرس محیط كار روی آنان اثر بگذارد افزایش مییابد.
منابع استرس برای آموزگاران در ردههای مختلف، متفاوت است. برای مثال آموزگارانی كه در مدارسی درس می دهند كه والدین دانشآموزان می خواهند فرزندانشان به موفقیتهای سطح بالا برسند، اغلب تحت فشار شدید والدین هستند یا آموزگاران كودكانی كه با اختلالات رفتاری و عاطفی مواجه هستند، اغلب با رفتارهای غیرقابل پیشبینی رو به رو می گردند.
عوامل كلیدی استرس
با توجه به مطالعات انجام شده در زمینه استرس آموزگاران 10 منبع مهم برای ایجاد استرس شناسایی شدهاند كه عبارتند از:
1- تدریس به محصلان بی انگیزه
2- حفظ نظم و ترتیب
3- فشارهای زمانی و زیادی حجم كار
4- رو به رو شدن با تغییر
5- ارزیابی از سوی دیگران
6- رو به رو شدن با همكاران
7- عزت نفس و موقعیت شغلی
8- نقش مدیران و مسئولان مدرسه
9- تعارضهای نقشی و ابهامات
10- شرایط كاری بد
تدریس به محصلان بدون انگیزه
بسیاری از دانشآموزان، مودب و اجتماعی هستند و معمولا آموزگاران در مورد آن ها مشكلی ندارند. با این حال این دانشآموزان انگیزه كافی برای خوب درس خواندن ندارند و برعكس از هر فرصتی برای حركت كندتر استفاده می كنند كه این مسأله یكی از عوامل عمده استرس بسیاری از آموزگاران است.
حفظ نظم و انضباط
برای برخی از آموزگاران موضوع نظم و انضباط و توجه به آن ابدا مسالهای نیست، این آموزگاران كسانی هستند كه در زمینه حفظ نظم و انضباط در كلاس مهارتهای لازم را آموختهاند. اما برای جمعی دیگر از آموزگاران كنترل كلاس، كار بسیار دشواری است و رو به رو شدن با مشكلات انضباطی سر كلاس استرس فراوانی برای آنان تولید می كند.
فشارهای زمانی و زیادی كار
هر چند داشتن برنامههای منظم روزانه و استفاده از مهارتهای موثر مدیریت زمان می تواند از بروز بسیاری از مشكلات جلوگیری كند، اما بارها اتفاق میافتد كه بار كاری زیاد و ضربالاجلهای موجود باعث استرس آموزگار شده و اگر سطح عملكرد وی از سطح توقعاتی كه از او میرود پایینتر باشد، وی استرس قابل ملاحظهای را تجربه می كند.
روبهرو شدن با تغییر
كار تدریس به گونهای است كه پیوسته با تغییر رو به رو می شود. بسیاری از روشهای موفق گذشته در مدتی كوتاه ازدور خارج می شوند و آموزگاران به ویژه وقتی مجبور شوند در روشهای كاری خود تجدیدنظر نمایند، استرس پیدا می كنند.
ارزیابی شدن از سوی دیگران
كار آموزگاران به طور غیر رسمی و پیوسته از طرف محصلان، سایر آموزگاران و گاهی والدین ارزیابی می شود. سوای این ارزیابی غیر رسمی، انواعی از ارزیابی های رسمی هم هستند كه به طور منظم انجام می شوند. تردیدی نیست كه این ارزیابی ها، استرس شدیدی را برای آموزگاران ایجاد می كند، چراكه بسیاری از آنان انتقاد از كارشان را به حساب انتقاد از خود می گذارند و این امر روی عزت نفسشان اثرگذار است.
رو به رو شدن با همكاران
گاهی اتفاق میفتد كه اختلافاتی میان آموزگاران بروز میكند. برخی از آموزگاران می توانند به طرز حرفهای و مثبت اختلاف سلیقهها را از میان بردارند، اما در مواقعی ممكن است این اختلاف سلیقهها بسیار شدید باشد و همچنان باقی بماند و در نتیجه برای طرفین تولید استرس كند.
عزت نفس و موقعیت شغلی
حملات نهادها و اشخاص به كیفیت تدریس و پایین رفتن استانداردها در مدارس می تواند روحیه آموزگاران را ضعیف كند و از عزت نفسشان بكاهد و اغلب آنان به این نتیجه میرسند آنطور كه لازم بوده و انصاف حكم می كرده، درباره كارشان قضاوت نشده است.
نقش مدیران و مسوولان مدرسه
آموزگاران جدای تدریس در كلاس، وظایف اداری نیز به عهده دارند كه از آن جمله می توان به ترتیب دادن برگزاری مراسم، كمك به تصمیمگیری های مقامات مدرسه و ... اشاره كرد. این موضوع در حالی است كه بسیاری از آموزگاران معتقدند این فعالیتها جزو كارشان محسوب نمیشود.
تعارضهای نقشی و ابهامات
آموزگاران اغلب مجبورند در نقشهای مختلفی ظاهر شوند. برای مثال باید در برابر دانشآموز بدرفتار، قاطعیت به خرج دهند و از سوی دیگر ممكن است همین دانشآموز بشدت احتیاج به حمایت عاطفی داشته باشد. اینجاست كه آموزگار تحت تاثیر این تعارض نمیتواند در برخورد با مشكل توفیق یابد و در نتیجه گرفتار استرس می شود.
شرایط كاری بد
نبود منابع و مواد لازم، شرایط فیزیكی ضعیف ساختمان مدرسه، نبود حمایت كافی از طرف مدیر و كاركنان و عواملی از این قبیل جزو شرایط كاری بد برای آموزگاران است و از عوامل مهم استرس محسوب می شوند. افزون بر این كیفیت شرایط كاری بد موجب اثر ذهنی منفی آموزگار می شود و می تواند نتایج معكوس داشته باشد.
پیشگیری از استرس
كارهای زیادی هست كه آموزگاران برای مهار كردن عوامل استرسزا می توانند انجام دهند كه این اقدامات پیشگیرانه را می توان به 5 دسته تقسیم كرد:
- مدیریت زمان
- داشتن قاطعیت
- مهارتهای سازمانی
- سلامت جسمانی
- سلامت ذهنی
توصیه های مربوط والدین در موارد اضطراب مدرسه:
- تجارب افکار بازخوردهای منفی خود را به کودکان و نوجوانان انتقال ندهند.
- در سنین ابتدایی از ترساندن بچه ها، ایجاد رعب و ترس از معلم، تشبیهات (اگر بچه خوبی نباشی میگم معلم تو را تو کلاس حبس کند) خودداری کنند. *خاطرات، یادوارهها و تجارب مثبت، شاد و جالب خود با معلم های دوره ابتدایی را با بچهها در میان بگذارند، از معلمها با القاب خوب (با لبخند) یاد کنند.
- پیش از آغاز مدرسه آن ها را با مسئولان، معلمها و محیط مدرسه آشنا کنند.
- به هیچ وجه به خاطر ضعف در فهم یا انجام تکالیف، آن ها را تحقیر یا تنبیه بدنی نکنند.
- بچه های دیگر را با آن ها مقایسه نکنند.
- سعی کنید تا قبل از شروع مدرسه به تدریج وابستگی کودک را به خودشان به حداقل برسانند.
- با کودک خود درباره آنچه که در روزهای مدرسه انجام می داده صحبت کنید و روی نکات مثبت و جالب تاکید بیشتری داشته باشید.
- چنانچه از مدرسه ترس دارد علت ترس او را جویا شوید و برای رفع آن اقدام کنید.
- کودک را به خاطر ترس هایش سرزنش نکنید.
- زود قضاوت نکنید.
:: موضوعات مرتبط: مقالات
:: برچسبها: مقالات



