طبیعت گرایان گروه های متفاوتی دارند . از جمله ی طبیعت گرایان می توان به ژان ژاک روسو اشاره کرد که بین دیدگاهی رمانتیک درباره ی طبیعت انسان و چشم انداز عقل گرایانه ی عصر روشنفکری در نوسان بود . یا می توان به یوهان هاینریش پستالوتسی که در روش تربیتی خویش از افکار روسو بهره گرفته بود و اعتقاد به خدای فوق طبیعت را محفوظ داشت . همچنین هربرت اسپنسر که نظریه ی تکامل داروینی را در قالب جامعه شناسی معرفتی که بر نظام اخلاقی به غایت رقابت آمیزی تأکید می کند بازسازی کرد .
طبیعت گرایی براین فرض مبتنی است که طبیعت بنیادواقعیت است.طبیعت فی نفسه نظامی کلی است که تمامیت هستی ازجمله انسان وطبیعت انسانی رادربرمی گیردوتبیین می کند.طبیعت گرایی علی رغم تنوعات وابهام هایش بالاخص درآموزش وپرورش دارای مضامین مشترک زیراست:
۱-برای تامین مقاصدآموزش وپرورش بایدبه طبیعت وطبیعت انسانی به مثابه جزئی ازنظام طبیعی توجه کرد
۲-حواس کلید درک طبیعتند،ادراک حسی مبنای معرفت مارا نسبت به طبیعت تشکیل می دهند
۳-چون فرایندطبیعت کند ،تدریجی وتکاملی است ،آموزش وپرورش هم بایدفارغ ازعجله باشد.
بیناینگذار مکتب طبیعت گرایی ” روسو” در کتاب معروفش « امیل » که یکی از بهترین کتب تعلیم و تربیت است ، نمونه ی یک تربیت طبیعی واقعی را آموزش می دهد.
روسو به آزادی انسان ها اهمیت می دهد و معتقد است طبیعت ، انسان ها را خوشبخت ایجاد کرد ولی جامعه او را بیچاره می کند .به نظر روسو انسان به وسیله ی سه استاد تربیت می شود:
طبیعت – اشیاء – آدمیان
فلسفه ی تربیتی روسو در واقع جزئی از فلسفه اجتماعی و سیاسی اوست.روسو مانند افلاطون معتقد است هر گونه اصلاح اجتماعی مستلزم اصلاح نظام تربیتی و پرورش آدمی نو است . و انقلاب سیاسی بدون انقلاب در آموزش و پرورش میسر نیست.هدف تربیت از نظر روسو حفظ طبیعت فطرت نیک و آزاد کودک در برابر فساد محیط اجتماعی است .
به نظر روسو چون انسان طبعاً نیک و آزاد آفریده شده است .، پس مربی در حقیقت باید از تحمیل فکر و سلیقه ی خود در تربیت او خود داری کند و بگذارد ازادانه رشد کند .
تفاوت نظر کانت با روسو در تربیت
کانت می گوید به مدد مربی خوب و مراقبت و تادیب و تعلیم و تربیت ، فرد می تواند به مقام انسان آزاد و قانون گذار برسد .
روسو می گوید : هدف تربیت تبدیل انسان طبیعی به انسان اخلاقی و هدایت آدمی به سوی آزادی حقیقی است .
راهبردهای تدریس به روش طبیعت گرایی
به عقیده ناتورالیست ها تعلیم وتربیت واقعی بر آمادگی ونیازهای انسانی مبتنی است. کودکان به جای یادگرفتن موضوعات دارای سلسله مراتب برنامه درسی ایدئالیست ها،رئالیست هاوتومیست ها،اموری رافرامی گیرند که آمادگی ورغبت فر اگیری آن هارا در بر دارد.طبیت گرایان وپیروان متاخرآنان یادگیری رامحصول فعالیت،روش پروژه ومشکل گشایی تلقی می کردند.
ارزش شناسی،ارزش وطبیعت انسانی
به نظرناتورالیست ها،ارش هاازتعامل انسان بامحیط سرچشمه می گیرند.غرایز،سائق ها وانگیزه هابایدابرازشوند ، نه سرکوب.
به عقیده ی روسو،انسان طبیعی که آداب ورسوم وتکلفات اجتماعی آلوده اش نساخته ،نیک است.
مضامین تربیتی برمبنای طبیعت گرایی
·طبیعت و امور طبیعی
·معرفت شناسی طبیعت گرایانه
·ارزش شناسی و ارزش ها
·رشد و تکامل انسان از چشم انداز طبیعت گرایی
·نظر طبیعت گرا در باره ی برنامه درسی
·رابطه ی معلم و شاگرد در چهار چوب طبیعت گرایی
روش طبیعی تربیت بی واسطه ، اصیل ، آزاد و خود جوش است.ناتورالیست ها بیش از آن که در صدد تفسیر متافیزیک طبیعت برآیند ، در صدد یافتن مفهوم مردم شناسی انسان در حالت طبیعی برآمدند. طبیعت گرایی در تقابل با عقل گرایی انتزاعی یا آخرت گرایی معنوی برهمسویی انسان با طبیعت صحه می گذارد .ناتورالیست ها مشروعیت احساس و عاطفه را در کنار علم و عقل مورد تاکید قرار می دهند.
ناتورالیست ها با القای عقیده مذهبی ،گرایش به فرهنگ های باستانی ، کلیسا و آثار جاویدان یونان و روم به عنوان منابع تربیت که ماورالطبیه گرایان ( رئالیسم مذهبی ) برآن تاکید داشتند مخالفت کردند و هم چنین بیشتر توجه خود را به طبیعت معطوف کردند.
طبیعت گرایان تحت تاثیر جنبش روشنگری ، طبیعت را به مثابه ی ماشین جهانی بسیار منظمی ، به عنوان مکانیسمی کلی که انسان ها هم جزئی از آن هستند در نظر می گرفتند.وظیفه آموزش و پروش آماده کردن افراد با پیروی از طبیعت انسانی خویش و زندگی طبق مقتضیات آن است.
معرفت شناسی ناتورالیسم
*کانون توجه ناتورالیسم را تجربه حسی تشکیل می دهد یعنی اینکه تجربه حسی ابزاری برای تجزیه و تحلیل طبیعت به اجزاء متشکله آن به شمار می آید .
*پستالوزی مفاهیم ادراک حسی را مبنای کشف بزرگ خود می دانست .
* برخلاف تومیست ها که در جستجوی اصول نخستین بودند ، طبیعت گرایانی مانند پستالوزی برتجارب ساده ی اولیه و ملموس تاکید داشته اند .
*به نظر طرفداران ناتورالیسم در آموزش و پرورش آموزه های یادگیری از راه حواس صورت می گیرد .
* فرانسیس پارکر ، پدر پیشرفت گرایی آمریکا بر مطالعه ی طبیعت از راه مشاهده ی میدانی و گردش علمی تاکید می کرد .
* بچه ها باید از راه فعالیت و کاربرد روش و پروژه در برخورد با اشیاء طبیعت در انجام آزمایش فعال باشند .
* جان هولت : بچه ها ضمن تجسس محیط خویش واقعیت خویش را می سازند .
ارزش شناسی ، ارزش و طبیعت انسانی
·به نظر ناتورالیست ها ارزش ها از تعامل انسان با محیط سر چشمه می گیرند .
· روسو معتقد بود شر از جامعه ها سرچشمه می گیرد . او در قلب انسان جایی بر ای شرارت نمی دید . به عقیده ی اوبچه به هنگام تولد نیک است .
·چون کودکان ذاتاً نیک هستند ، بنابر این باید از انگیزه ها وتمایلات طبیعی کودک پیروی کرد و اگر می خواهیم افراد خلاق و با اخلاق پرورش دهیم بر نامه و رورش باید از طبیعت کودک نشات بگیرد .
روسو می گوید : اگر می خواهیم به خاستگاه روابط اخلاقی انسان توجه کنیم باید فضایی ایجاد کنیم تا با کمک تجربه ی مستقیم با محیط تعامل برقرار شود ، نه از طریق دیکته کردن و به کار بردن لفظ کلامی ، فلسفی و رهنمودها و نصیحت کردن . انسان طبیعی رو راست ، صریح و بی تکلف است .
رشد و نمو انسان
طبیعت گرایان معتقدند انسان ها در آغاز هر مرحله از رشد از طفولیت تا پیری باید آمادگی آن را به دست آورده باشند . اگر آمادگی فیزیولوژیکی و روانی آن مرحله را به دست آورده باشند ، تمرینات و فعالیت های مربوط به آن دوره را به خوبی انجام می دهند . ( بنابر این دوران کودکی ، نوجوانی و جوانی و پیری باید طبیعی طی شود )
طبیعت گرایی و برنامه درسی
روسو بر خلاف ایدئا لیست ها ، رئالیست ها و تومیست ها که هنر و علوم نظری رابه عنوان گنجینه های خرد آدمی و موضوعات آرمانی برای پرورش می دانستند ، ادعا می کرد که معلمان این هنر و علوم را به صورت اطلاعات بی روح که فقط در ذهن جاری هستند و با طبیعت میانه ای ندارند واز فضائل خالص طبیعی و ابتدایی انسان ها می کاهند مد نظر دارند و این موضوع موجب تربیت غلط می شود ، چرا که یادگیری که کودک فعال را به دریافت کننده منفعل اطلاعات مبدل کند مردود است .
در بحث یادگیری ، کودک باید از حواس خود استفاده کند و فعالانه با محیط روبرو شود و به مشکل گشایی بپردازد . به عقیده ناتورالیست ها تعلیم و تربیت واقعی بر آمادگی و نیاز های انسانی مبتنی است . برای طبیعت گرایان مبنای برنامه طبیعت ، علایق و نیاز های کودک است.
معلم و فراگیری
اولاً : معلم باید با طبیعت کاملاً هماهنگ باشد.معلمی که نقش تربیتی محیط طبیعی رادرک می کند،درطبیعت دخالت نمی کند ، بلکه باجزرومد نیروهای طبیعی همکاری می کند. دانش آموز را مجبور به یادگیری نمی کند ، بلکه یادگیری را از طریق تحریک او به کاویدن و بالیدن از راه تعامل با محیط ترغیب می کند.
ثانیاً : معلمی صبور و پرورشکاری که عجله ای برای یادگیری شاگرد ندارد ، اعتقاد دارد شاگرد زمانی یاد می گیرد که آماده باشد .او موافق روش کشفی است و شاگرد را به روش اکتشافی ترغیب می کند.به عبارت دیگر معلمی که ازخودشکیبایی زیادی نشان می دهد،نمی تواند“حقیقت”رابه متعلم عرضه نماید،بلکه بایدپاپس بگذاردوشاگردرابه خوداکتشافی ترغیب نماید.
معلم راهنمای تقریبا نامرئی یادگیری است.اگرچه همیشه حضوردارد،هیچگاه معرکه گردان نیست .وی تنظیم کننده ی محیط یادگیری است .
معلم هدایت کننده جریان یادگیری است که برخلاف شیوه های سنتی انتقال اطلاعات به ذهن شاگرد،به کمک راهبردهای غیرمستقیم به تدریس می پردازد.
معلم بر فعالیت جستجو و یادگیری از راه عمل تاکید می کند.وی معلمی نیست که برکتاب،محفوظات وگردآوری اطلاعات ادبی پافشاری کند.
درپایان بایدگفت باوجودرابطه معلم-شاگردی سهل انگارانه وآرام،یکی ازوجوه آموزش وپرورش طبیعت گرایانه،بی تکلفی است.یعنی طبیعت گرایان کوشیدندتاازطریق تبدیل مدرسه به محیط آرام یادگیری،ازرسمیت آن بکاهند.
منبع : مکاتب فلسفی و آراء تربیتی دکتر محمد جعفر پاک سرشت
:: موضوعات مرتبط: نظریه های تربیتی
:: برچسبها: نظریه های تربیتی



